کامنتی که نشر نشد!

روی این نوشته+ از وبلاگ علی اکبر جوانفکر -مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور-  کامنتی گذاشتم
که نشر نشد.

البته باید بگویم که این که از اطرافیان رئیس جمهور بالاخره یک نفر پیدا شد که
به مردم جواب (هرچند کودکانه و بی منطق) بدهد،
جای شکرش باقی است!

این رئیس جمهور محبوب، Divert Managemnt اش زیادی خوب است!

***

به این جملات دقت بفرمایید:

 

*مردم: مدرک ادعایی دکترای اقای کردان جعلی است ولی ایشان بر آن اصرار دارند.

=> جرم کردان در نگاه مردم: جعل مدرک و دروغگویی و دست اندازی به بیت المال و ....

 

*جنابعالی : آقای احمدی نژاد در معرفی کردان، او را دکتر خطاب نکرده و او را دکتر ندانسته است.

=> جرم کردان در جمله‌ی شما: نداشتن دکترا

 

***

برادر بزرگوارم. جرم کردان، نداشتن دکترا نبوده است. جرم او جعل و تحریف بوده است.

 که ظاهرا دولت محترم از آن بی خبر نبوده است
و اتفاقا به همین دلیل هم وی را دکتر خطاب نکرده اند. چرا که اگر نمی دانستند که مدرک جعلی است یا خللی به‌ش وارد است، قاعدتا  ایشان را دکتر خطاب می کردند و می بینیم که نکرده اند.

چرا از زیر بار مسئولیت خود؛ شانه خالی می کنید. والله ما مسئولیم.

 ***

در ارتباطات اثبات کرده اند (اثبات کننده اش هم ایرانی است اتفاقا)
که بیش از 70 درصد ارتباطات انسان ها غیرکلامی است.
از آن 30 درصد باقی مانده هم کمتر از 10 درصد مربوط به واژه هایی است
که در مکالماتمان به کار می بریم.
مابقی اش مربوط به تن صدا و لحن و .... است.

به صرف به کار نبردن چند واژه که نمی توان گفت حمایت نکرده ایم!

چه طور می گویید که آقای احمدی نژاد از مدرک جعلی ایشان حمایت نکرده است.

 مگر ما در خلا زندگی می کنیم. مگر ما بار اولمان است که استعاره می شنویم.

"به در گفتن و به دیوار شنوانیدن!" را سالهاست مردم ما بلدند.

***

گفته اند که شیر و و گرگ و روباه  رفتند یک گاو و یک بره و یک مرغ گرفتند.

شیر به گرگ گفت تقسیم کن.
گفت گاو از شما و بره از من و مرغ از روباه.
شیر خروشید و با ضربه ای سر گرگ را از بدن جدا کرد.
به روباه گفت تقسیم کن.
گفت گاو را صبحانه بخورید و بره را ناهار و مرغ را شام.

شیر گفت: آفرین! این عدالت در تقسیم کردن را از چه کسی یاد گرفته ای؟
گفت از سر جناب گرگ! 

***

 جانشین قبلی وزیر کشور دارد می رود
و وزیر جدید می خواهد معارفه شود.

عبارت ورق پاره را رئیس جمهور برای نفر قبلی به کار برده اند.
نفر قبلی (آقای هاشمی) چه نیازی به چنین حمایتی داشت. آن هم روز رفتن اش.

یک کودک دبستانی هم می فهمد که این حرف ها در حمایت از کیست.

فرض کنید که قبول کنیم که حمایت مستقیم نیست.

(این کامنت رانشان هم نخواهید داد. اما بیننا و بین الله. اصلا ما هم نه. بینکم و بین الله:)

 خروجی این حرف که "مدرک ورق پاره ای بیش نیست
در این روزهای این مملکت -بیش از هر کسی- به درد چه کسی می خورد؟   

آقا را که قبول دارید؟
این یکی که توصیه ی آقا (رهبری) هم هست به جوانان. 
که گول ظاهر جربانات سیاسی و ظاهر حرف ها را نخورید.
بروید ببینیدآخرش؛ آب فلان جریان یا فلان حرف،
به کدام جو ریخته می شو و به کدام آسیا می رود.

 

 لطفا یک جوری فرمایش نکنید که احساس کنیم ما را "شل گوش" فرض کرده اید.
هوش زیادی نمی خواهد.
اگر کسی مختصری با استعاره اشنا باشد،
می فهمد که ماجرای "سر جناب گرگ" است.

 ***

بنده از ابتدا با خط مشی های بدون برنامه و غیر علمی آقای احمدی نژاد موافق نبوده ام.

هنوز هم نیستم و ایشان را مدیر خوبی نمی دانم.
اما ایشان را آدم درستی می دانسته ام و می دانم.
(اگر محدوده‌ی تقوا را شخصی بدانیم و قبول کردن کاری فراتر ازتوان را بی تقوایی ندانیم.)

با این حال؛
ایشان را آدم سالم و حق طلب
و به فرمایش رهبری کسی می دانم که علی الانصاف برای خدمت به مردم سر از پا نمی شناسد.
راه درستش را بلد نیست یک بحث دیگری است.

اما ایشان را آدم حق طلب و حق جو و در اجرای آن چه درست می داند؛ آدمی صریح یافته ام.

و واقعا توقع از ایشان دارم.
ایشان -به زعم من- مدیر خوبی نبوده ولی -حسب ادعا- بچه حزب اللهی که بوده.
-باز هم حسب ادعا- اهل مماشات و زد و بند و این حرف ها که نبوده.

 و من به عنوان یک بچه حزب اللهی ساده از ایشان توقع دارم.

 هم مسئولیت خود را بپذیرد و هم جبرانش  کند.

شما هم که مشاور ایشان هستید
سعی نکنید نقش "بر دامن کبریاش ننشیند گرد" را بازی کنید
و ایشان را از هر تقصیری مبرا بدانید
و ایشان را از  آن صداقت که حداقل های مسلمانی
و انتظار ما از یک بچه مسلمان است دور کنید.

شما هم اگر تقوا داشته باشید ایشان را تشویق می کنید
به برخورد قاطع با خاطی و نه زیر پر و بال گرفتن و حمایت کردن از خاطی.

 

ایشان از مولایمان علی بزرگتر که نیست.
مدیر خاطی را عزل می فرمود
و همان جا در حضور مردم رو به خدا می کرد و گریه می کرد و استغفار می کرد
که خدایا من او را به خطا نخوانده ام
و نمی دانستم که او خطا خواهد کرد و مردم را رنجور خواهد ساخت.

 ما چشممان به عملکرد ایشان است.

دلمان خوش بود این دوستمان اگر مدیریت بلد نیست؛
صادق و پاک و خادم است.
صداقتی در حد خاله خرسه که دارد!

این یکی دلخوشی را از ما نگیرید!

  
نویسنده : میم. ح. سین ; ساعت ۳:٤۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ امرداد ۱۳۸٧
تگ ها :